تبليغاتX
یاغی..............محسن نامجو

بازگشت «نامجو» و اجراي كنسرت در تالار انديشه

خبرگزاري فارس:«محسن نامجو» خواننده بعد از ماه مبارك رمضان در تالار انديشه حوزه هنري كنسرت مي‌دهد.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس،اين خواننده كه هم اكنون در هلند به سر مي‌برد،قرار است بعد از ماه رمضان به مدت 2 شب در تالار انديشه حوزه هنري به اجراي برنامه بپردازد.
در حال حاضر نيز آلبوم موسيقي ترنج با صداي «نامجو»توسط مركز موسيقي حوزه هنري در بازار موسيقي منتشر شده است.
در شناسنامه آلبومي كه به تازگي از اين خواننده منتشر شده چنين آمده است:«محسن نامجو »خواننده، شاعر و آهنگساز در اسفندماه 1354 خورشيدي در تربت جام به دنيا آمد. موسيقي را در نوجواني با آواز آغاز كرد. رديف موسيقي ايراني را از شاكري و نصرالله ناصح‌پور آموخت و تحصيل موسيقي را در دانشكده هنرهاي زيباي تهران ادامه داد. آشنايي بيشتر با موسيقي جهان و درك عميق‌تر از آن ميان انديشه‌اي او و نگاه جاري و حاكم بر آموزش موسيقي در دانشگاه، تضاد و تعارضي را برانگيخت كه نهايتا به رها كردن نيمه تمام تحصيلش در بهمن ماه 1376 با هدف نفي ديدگاه‌هاي متعصبانه موجود در دانشگاه انجاميد. «نامجو» از آن پس موسيقي را در ابعادي جديدي و بي مرز تجربه كرده است. از اين روست كه در آثارش به انواع موسيقي هاي شرق و غرب برمي‌خوريم از موسيقي كلاسيك ايراني تا جز و بلوز و راك. در واقع آهنگسازي هاي او نوعي تلفيق محتوايي از انواع موسيقي را در خويش دارند. تلفيقي كه بيشتر در جان جملات موسيقي او بروز مي‌يابند تا در پيكره و سازبندي اركسترش.
«نامجو»در حال حاضر براي تحصيل در هلند سر مي‌برد.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 10:6 توسط hamed |

زیرزمین(با سکون بر روی "ر")! کلمه ای که در محاوره ی جامعه ی سنتی ایران به معنی مکانی برای برقراری رابطه ی جنسی غیر متعارف یا غیر مشروع شناخته می شد(مثل باغ، در طبقات فرادست!)؛ اما امروز؛ زیرزمین، برای سیاسی ها، تداعی کننده و هم ارز مقاومت "پارتیزانی" است.

اما زیر زمین در هنر چیست؟ امروز اگر هنری کوفته شده از مجرای "رسمی"ها، بخواهد "مقاومت" کند،  باید زیرزمینی شود، تا بتواند زیباییِ شهوت بر انگیزش را عرضه کند و به حقیقت هنری که بی سر و صدا و تبلیغات مخاطب پیدا می کند، ناب ترین هنر است.

هرچه که زیرزمینی است، ذاتن در زیرِ زمین حیات نیافته است.

بار نخست در طبقه ی بالای(!) یک زیرزمین دیدمش. رفته بودم گفت و گویی داشته باشم از شرایط سانسوری که بر موسیقی تحمیل می شد و بچه هایی که تلاش می کنند خودشان کاری بکنند. کسی بود که از همه پخته تر به نظر می آمد در صحبت. فکر می کردم که قرار نیست آن صداهای ضبط شده را چاپ کنم و چاپ نکردم تا فایلش گم شد. سه تارش را نواخت و "شقایق نورماندی" خواند برایمان و ضبطش کردم. به دوستم گفتم:"این کار فوق العاده است.عجیب است!" دوستم گفت:"شنیده ای جبر جغرافیایی را؟! آن چه که جز من و تو و چند نفری، کسی نشنیده بود؛ او همان است."

در فکر سانسور بودم؛ این خلاقیت، این صدا، اگر دفن می شد و کسی جز من و بر و بچه ها کسی نشنیده بود! وااای!!! این فکر دلهره به جان من می انداخت. از کودکی آثار زیبای دفن شده زیاد دیده و شنیده بودم... لمس کرده بودم. نباید دفن می شد! آن روزها می خواستم در این باره چیزی بنویسم و ننوشتم. هنوز "محسن نامجو" را کم تر می شناختند. یک بار با او "گذر" کردم و گریستم؛ شاید به خاطر خود خواهیِ خودم.

آدم تشنه به دنبال آب است؛ در مدت کوتاهی سراب ها به حاشیه رفتند. وقتی گفتند که دوره ی غول ها در هنر به سر رسیده است، غولی ظهور کرد که من غرور دارم که دوست من است. محسن نامجو دست به دست شد؛ صدایش! ترانه هایش! محسن هم در تناقض این بود که از شنیده شدنِ آثارش لذت ببرد یا از دزدیده شدن آن ها عصبانی باشد. هیچ نقد پوزیتیویستی نمی تواند توجیه کند چرا در بیش ترِ خانه ها، صدای محسن شنیده می شود.

اگر از حاشیه ها بگذریم، پس از مدت ها نتوانستند محسن را نادیده بگیرند و به او مجوز ارایه ی اثر ندهند. آلبوم "ترنج" او به بازار آمد. محسن نامجو خیلی پیش از این مجوز، ماندگاری خود را در تاریخ موسیقی ایران ثبت کرد. او ثابت کرد که زیبایی، دستور پذیر نیست.

آلبوم "ترنج" اثر محسن نامجو، هم اکنون در بازار موسیقی ایران عرضه شده است. تفاوت این اثر با آن چه که به صورت زیر زمینی دست به دست شده است، در تنظیم حرفه ای و کیفیت بالای این اثر است.

فکر می کنم حداقل ادای دِینِ تمام کسانی که در این ماه ها با بدون اجازه از مولف، با موسیقی "محسن نامجو"  گذران احوال کردند این است که این اثر را "بخرند". (این مطلب نوشته شده توسط اقای شهوق می باشد)
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 10:9 توسط hamed |