تبليغاتX
یاغی..............محسن نامجو
یک روز از خواب پا می‌شی
می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

[این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی]

ای عرش کبریایی
چیه پس تو سرت؟
کی با ما راه می‌آیی
جون مادرت؟




یک روز از خواب پا می‌شی
می‌بینی رفتی به باد
هیچ‌کس دور و برت نیست
همه‌ رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگه‌ت سفید شد
ای مرد بی اساس
جشن تولد تو
باز مجلس عزاست
بریدی از اساس

قوز پشتت بیشتر شد
شونه‌هات افتاده‌تر
پیرامونت رو ببین با دقت
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر
می‌سوزن خشک و تر


این که دستاتو روی سر می‌ذارن [می‌ذارن]
این که باهات هیچ کاری ندارن [ندارند]
این که تو بازی‌شون راهت نمی‌دن [این که تو بازی‌شون راهت نمی‌دن]
این که سر به سرت می‌ذارن [سر به سرت]

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که زاده‌ی آسیایی رو می‌گن جبر جغرافیایی
این که لنگ در هوایی صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که لنگ در هوایی
صبحونه‌ت شده سیگار و چایی

این که لنگ در هوایی
صبحونه‌ت شده سیگار و چایی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 12:58 توسط hamed |

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم

در خانه جهد مهلت ندهد
او بس نکند پس من چه کنم

تنگ است بر او هر هفت فلک
چون می‌رود او در پیرهنم

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم

از زهره‌ی او من شیردلم
در عربده‌اش شیرین‌سخنم
از زهره‌ی او من شیردلم
در عربده‌اش شیرین‌سخنم

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم

گفته‌ست که تو در چنگ منی
من ساختمت چونت نزنم
گفته‌ست که تو در چنگ منی
من ساختمت چونت نزنم

من چنگ توام که توام که توام
دردست توام ز توام ز توام
زخمت نزنم زخمم نزنی
من ددرم من دررم دددم دررررررم

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم

در خانه جهد مهلت ندهد
او بس نکند پس من چه کنم
از زهره‌ی او من شیردلم
در عربده‌اش شیرین‌سخنم

تنگ است بر او هر هفت فلک
چون می‌رود او در پیرهنم

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم

گفته‌ست که تو در چنگ منی
من ساختمت چونت نزنم
گفته‌ست که تو در چنگ منی
من ساختمت چونت نزنم

من چنگ توام
در دست توام
زخمت نزنم زخمم نزنی
من ددرم من دررم دددم درررررم

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم

تلخی نکند شیرین زغنم
خالی نکند از می دهنم
تلخی نکند شیرین زغنم
خالی از می نكند دهنم

عریان کندم هر صبحدمی
گوید که بیا من جام جمم
عریان کندم هر صبحدمی
گويد كه بيا من جامه كنم
+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 9:34 توسط hamed |

بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین
که نشان‌ت کنم ببین
که نشان‌ت کنم ز فتنه کین‌م و آه
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه‌های غریبانه قصه پردازم
به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم
من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا من
به کوی میکده دیگر علم برافرازم
بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته‌ پایم و آه
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه‌ی دولت به نام ما افتد
شکن شکن
که شیارت کنم شکن
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه
شکن شکن
چه شرارت کنم شکن
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور
بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته ‌پایم و آه
ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتتنه کین‌م و آه
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید
ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت ک…
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 13:25 توسط hamed |

[09.jpg]
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 16:37 توسط hamed |

وقتی خبر رفتن محسن نامجو از ایران، فراتر از یک شایعه خودش را در رسانه های رسمی هم جای می دهد، و روزنامه حیات نو هم گزارش مفصلی درباره آن می نویسد (هر چند در گزارش روزنامه حیات نو این سفر فقط یک سفر کاری عنوان شده و بنا به آن روایت قرار است که نامجو برگردد) باید پذیرفت جریان مرکزی موسیقی زیرزمینی ایران بیش از این زیر زمین را تاب نیاوده است و از ادامه حیات زیر زمینی در کشورش خسته شده. البته آقای جلال تجنگی، مدیر برنامه های نامجو می گوید این خواننده فقط برای چند ماه به سفر رفته و حتما برمی گردد. او نزدیک به ۱۲۰ ترانه در طول دوران کاریش ساخته که از این میان ۴۰ ترانه ضبط شده و به صوت کپی های غیر مجاز و در سطح گسترده ای منتشر شده است. گفت و گوی مرا با او در رادیو گفت و گو می توانید در این جا بشنوید که سایت رادیو گفت و گوست؛ بخش پنجم و ششم را باید بشنوید. این جا هم می توانید یک گفت و گوی مفصل با این خواننده را بخونید. این هم محسن نامجو به روایت دانشنامه آنلاین ویکی پدیا.

محسن ظهوری هم در روزنامه حیات نو گزارشی از سفر نامجو نوشته است که متن کامل آن را در زیر هم می توانید بخوانید:

خواننده و آهنگسازي كه اين روزها بسيار معروف شده و طرفداران بسيار زيادي پيدا كرده، محسن نامجو، صبح امروز، سه‌شنبه 23 مرداد ماه ايران را ترك كرد و به اروپا رفت. با شايعاتي كه از دوستان نزديك او به گوش مي‌رسد اينگونه پيداست كه وي ايران را براي هميشه به قصد اقامت در يكي از كشورهاي اروپايي ترك كرده است. اما محسن نامجو ساعتي قبل از پروازش از ايران در گفت‌وگو با حيات‌نو ضمن تكذيب خبر فوق گفت: « براي تحصيل و اجراي زنده به چند كشور اروپايي سفر نمي‌كنم. هنوز به طور قطع نمي‌توانم بگويم كه در كدام كشورها و در چه تاريخي كنسرت خواهم داشت، اما به احتمال زياد چند ماه ديگر سفري به ايران خواهم داشت.»يكي دو ماه پيش وقتي تيزر سريال تلويزيوني «چارخونه» با صداي محسن نامجو از شبكه سه صدا و سيما پخش شد تمام علا‌قه‌مندان كارهاي وي منتظر بودند تا براي دومين بار صداي او را به صورت رسمي از صدا و سيما بشنوند. سريال اما پخش شد و خبري از صداي نامجو نبود. مديرتوليد اين سريال در گفت‌وگو با يكي از خبرگزاري‌هاي نزديك به دولت اعلا‌م كرد كه صداي اين خواننده با دستور مدير شبكه سه از سريال حذف شده است. وي درباره علت اين برخورد از سوي صدا وسيما چيزي نگفت. اما نكته اينجا بود كه يكي از روزنامه‌هاي سينمايي، يك روز قبل از اين تصميم مطلبي را چاپ كرد كه بسياري معتقدند عامل اصلي اين حذف بوده است.روزنامه مذكور با درج خبر صداي محسن نامجو در سريال چارخونه عنوان كرد كه اين خواننده هنوز مجوز صداي خود را نگرفته ولي صدا و سيما براي دومين بار از صداي او در يكي از سريال‌هاي پرطرفدار خود استفاده كرده است. صداي محسن نامجو( به خواست خودش) بي سر و صدا حذف شد و شايعاتي كه حكايت از دعوت او به يكي از برنامه‌هاي زنده و پرطرفدار صدا و سيما مي‌شد نيز به اتمام رسيد. محسن نامجو در حالي ايران راترك مي‌كند كه هنوز هم موفق به گرفتن مجوز هيچ‌كدام از آلبوم‌هايش نشده است. حدود 8 ماه است كه روي آلبوم «ترنج» خود، كار مي‌كند تا بتواند مجور انتشار آن را بگيرد كه هنوز اين امر ميسر نشده است.نامجو در اين باره به حيات‌نو گفت: «آلبوم «ترنج» را همه شنيده‌اند. به صورت غيرمجاز

و بدون اجازه من تكثير شده و دست به دست بين همه چرخيده. اين آلبوم را پالا‌يش صوتي كردم و دو قطعه هم به آن اضافه كرده‌ام كه البته هنوز در مراحل فني است و آماده نشده است.» وي درباره ديگر فعاليت‌هاي خود توضيح داد: «روي دو آلبوم جديد كار كرده‌ام كه مدير برنامه‌هايم براي گرفتن مجوز آنها اقدام مي‌كند. از يك موضوع اطمينان كامل دارم و آن هم اين است كه كسي اين آلبوم‌ها را نشنيده است.»

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 16:34 توسط hamed |

بیابان را
سراسر
مه گرفته‌ست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
بیابان را
سراسر
مه گرفته‌ست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه

چراغ قریه پنهان است
موجی گرم
در خون بیابان است

بیابان را
سراسر
مه گرفته‌ست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه

بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق می‌ریزدش آهسته از هر بر...

بیابان خسته [بیابان خسته]
لب بسته [لب بسته]
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق می‌ریزدش آهسته از هر بر...

سگان قریه خاموشند
یاهاهه‌هاهـــــــی

در شولای پنهان
می‌گوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفته‌ست

بیابان را
سراسر
مه گرفته‌ست
آآآآه آآآه آآآآه آآآه
آآآآه آآآه آآآآه آآآه


چراغ قریه پنهان است
موجی گرم [موجی گرم]
در خون بیابان [در خون بیابان] است

بیابان خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم مه
عرق می‌ریزدش آهسته از هر بر...

بیابان را
سراسر [ههه هه...]
مه گرفته‌ست

[لالای لای لای لالای]
با خود فکر می‌کردم
که مه گر همچنان تا صبح می‌پایید
مردان جسور از خفیگاه خود
به دیدار عزیزان
باز می‌گشتند

سگان قریه خاموشند
در شولای پنهان
می‌گوید به خود عابر
بیابان را سراسر مه گرفته‌ست
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم شهریور 1386ساعت 10:8 توسط hamed |