


| زمینه فعالیت | نوازنده (ساز تخصصی:سه تار)، خواننده |
| تولد | ۱۳۵۴ تربت جام، خراسان، ایران |
محسن نامجو خواننده، موسیقیدان و ترانهسرا ، متولد اسفند ۱۳۵۴ در تربت جام است.
فهرست مندرجات |
وی آموزش موسیقی را از نوجوانی با نتخوانی و آواز آغاز کرده، و سپس ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا نزد استاد شاکری و سپس نصرالله خان ناصحپور که یکی از برجستهترین ردیفدانان ایران است آموخت. او پس از شروع به تحصیل رشتهٔ موسیقی در دانشکدهٔ هنرهای زیبا، با سبکهای دیگر موسیقی جهان آشنا شد، و پس از مدتی در بهمن ۷۶ با نفی برداشت متعصبانهٔ موجود در دانشگاه، تحصیل را نیمهکاره رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد.
مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبکهای مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود میسراید. در موسیقیهای او گوشههایی از سبکهای راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی به گوش میرسد. از شعرهای مولوی و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش میرسد که گاهی عباراتی کوچهبازاری در میان ابیات آنها اضافه شده. او در این باره میگوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانهاست. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلا قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلا کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»
نامجو در خوانندگی از صداهای نامتعارف نیز استفاده میکند. به گفتهٔ خودش این مسأله حاصل این است که به حنجره به عنوان یک ابزار صوتی نگاه میکند، و در نتیجه بی آن که در بند سبکهای خوانندگی باشد، هر صدایی از خود درمیآورد.
یکی از آهنگهای او با نام بگو بگو در جشنوارهٔ موسیقی وبگاه تهران اونیو در سال ۲۰۰۴ دوم شد

ببین دیازپام ده خوراندهاند!
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4)
از سه راه آذری گذر
از حدود سروری گذر
از پیاز و جعفری گذر
از شراب خانگی گذر
از سه راه آذری گذر
ز کار و بار و یار و دل بر گذر (2)
دود سیگار را بگیر به عرش رو
فرش زیر پای را فروش ز سر ز همسر گذر
ز مادر گذر زما زما زما در گذر
دود سیگار را ببین برو بمیر
زیر پای را ببین زجان گذر
زجان ز خانمان گذر
عر بزن کوبهی سفالیات
بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر
ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر (2)
جسم خود سه راه آذری ببر
برون نیا شمال شهر را بکُش بکَش
به دشت آمپول و ساقیان و در گذر
ز سر ز همسر ز مادر گذر
تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
زجان گذر زجان ز خانمان ز جان زجان ز خانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)
ببین چگونه جان مشوش است عدد بده
ببین شهید شد برادرت عدد بده
ببین که نیستی عدد نود بده ز صد گذر
ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین (2)
دلت به انتظار چشمهاست عدد بده
دلت به انتظار چشمهاست
ببین جهان چگونه کرده است راست
نرو به زیر کار و بار دلبران گران
نرو نرو نرو به زیر کار و بار دلبران گران
خزان شدی و سست و زرد از کران تا کران
دلت چه شد دلت چه شد
به باد رفت تمام ایده ها و آرزو ز یاد رفت
چست و چابکی چنین که خشم در دهی
ز جان گذر زجان زخانمان گذر
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)
برو ونک به گوشهای نشین و ساز زن
برو چنان به زیر آواز زن
دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
دد بشو دد بشو دد بشو بشو تهمتن و ز هفت خان گذر
تیغ و رگ ز جمجمه طپانچه بگذران
بر آزردگی خود کمانچه بگذران
ببین ببین ببین ببین ببین ببین ببین (3)
ببین دیازپام ده خوراندهاند خلق را
ببین چگونه کردهاند مد ریای دلق را
ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را
ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را
ببین احاطه کرده است عدد فکر خلق را
مچاله شو به جوی آب شو روان عدد بده
زباله شو به گوشه ای غمین هزارساله شو عدد بده
این قرار عاشقانه را عدد بده
شور و حال عارفانه را عدد بده
رو جهان بیکرانه را سند بزن
روی رود روی رود روی رود روی رود تشنگیات سد بزن
عدد عدد عدد عدد عدد عدد عدد بده (4)
چه مانده است در برت فقط ندای ماندولین
چه مانده است در کفت فقط سرنگ انسولین
انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و جالبین و زاهدین و صاحبین و مومنین
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (2)
آی مرد سامری خفن شدی
در سه راه آذری کفن شدی
ای نماد بیکسی ز پیچ و تاب این زمانه
چون چلاندهاند و تو رسن شدی
گذر گذر گذر گذر گذر گذر گذر (4) محسن نامجو [دانلود]

نواهای ایرانی:
حدود ایام نوروز امسال بود که نام "محسن نامجو" به گوش من خورد و یکی دو خبر هم از او در نشریات و پایگاه های اطلاع رسانی خواندم. هر چند معتقدم و به طور حتم همه ی ما هم به آن معترفیم که ذات ما این است که تا اسمی بر سر زبان ها جاری می شود، بنشینیم و برای اش جلسه ی غیابی برگزار کنیم و به به و چه چهی بگوییم . دو ماه بعد هم همه چیز به خیر و خوشی تمام می شود و دیگر حتّی نامی هم از آن آدم باقی نمی گذاریم! البته این امر به خود آن آدم هم بستگی دارد که با چه نیت و هدفی خود را جلوه کرده باشد. به هر صورت بر سر زبان افتادن هر نامی، این حس کنجکاوی را در آدم ایجاد می کند که شما هم برای یک بار هم که شده، سری به او بزنید تا متوجه شوید جریان از چه قرار است! بر سر زبان افتادن نام نامجو،- آن هم با سرعت نور!- از آنجا که اتفاقاً به طور صرف از محافل جدّی موسیقی نشأت گرفته بود، بیش از هر نام دیگری، حس کنجکاوی یاد شده را در افراد علاقه مند ایجاد کرد.
شاید در نگاه نخست، چنین شکل موسیقی را منفی، غیر جدّی و حتّی در حدّ آثار مبتذل و زننده ،بی معنی و فاقد ویژگی های یک موسیقی خوب به حساب آوریم، چرا که نوع اجرا و سبک آن، آدم را بیشتر به یاد موسیقی سبک بلوز می اندازد تا یک موسیقی ایرانی(!)، امّا به نظر می رسد باید در این نوع جدید موسیقی- بگذارید آن را نوع جدید بنامیم.- حرف هایی وجود داشه باشد. آن را به طور کامل جدّی می توان تلقی کرد و مهم تر آن که شاید در آینده آن را بشود به عنوان سبک تازه ی موسیقی به دیگر سبک ها اضافه کرد، هر چند برداشت ذهنی مجری آن از انواع دیگر موسیقی غیر ایرانی مشهود و واضح است، در آینده برای آن اتفاقاتی می تواند بیافتد. به هر حال نامجو جوان است و دست به تجربه ی تازه ای زده است. با موسیقی ایرانی هم آشنایی دارد و مهم آن که شاگرد ردیف دان برجسته، نصرا... ناصح پور بوده است. برای تجربه های تازه باید احترام قایل شد و مانع گسترش و رشد آن نگشت، گر چه می دانیم برای من و شمایی که یک عمر به ردیف گوش داده ایم، تحمّل چنین موسیقی سخت و طاقت فرسا خواهد بود! از سوی دیگر اگر عنوان این موسیقی را متناسب با محتوای آن انتخاب نماییم، به طور یقین کار ما برای صبوری در مقابل شنیدن چنین موسیقی راحت تر خواهد بود. شاید بارزترین ویژگی موسیقی نامجو را در "طنز آمیز بودن آن" همراه با یک نگاه عامیانه، ساده و در حد طبقه ی پایین جامعه بتوان دانست، در عین حالی که دارای پشتوانه ی فکری جدّی است. به هر صورت کار طنز، اتفاقاً بایستی دارای این پشتوانه ی جدّی در فکر و اندیشه باشد تا به نتیجه برسد و کارهای نامجو را دارای این صفت عینی می توان برشمرد. حداقل تا اینجای کار آن چه که واضح است، این ویژگی در آثار او مشهود بوده است. "موسیقی طنز اجتماعی" واضح ترین تعریفی است که تا اینجا به این دست اثرها می توان اطلاق کرد که واژه ی طنز را نباید عنصر منفی به حساب آورد، چرا که طنز هیچ گاه منفی نیست و کم نداشته ایم هنرمندان و ادیبان و شاعرانی را که حرف های دل مردم را به این زبان به اجتماع القا کرده اند. شاید یکی از ویژگی های رفتاری چنین آدم هایی را در خود بودن بشود به حساب آورد که چنین در بین افراد جامعه و اجتماع بروز می کند. به هر حال برای این نوع موسیقی هم در جامعه ی موسیقی باید جایی باز کرد و آن را تعریف کرد، خواه در آن آوای نامفهوم باشد و جیغ و داد تنها یا کلمه و جمله!-گاهی همین آواها سرشار از ناگفته ها هستند، مثل سکوت!-ُ هر چند در انتساب موسیقی یاد شده به یک ملّت خاص تردید داریم، هر چه باشد، ایرانی که نیست! - این را ویژگی باید دانست؟!- یک نکته ی دیگر آن که افرادی چنین باید از این به بعد بیش از پیش به نوع صحبت هایی که مطرح می نمایند، حواس شان باشد! برای محسن نامجو و همه ی کوچک ها و بزرگ های عرصه ی فکر و اندیشه در تمام زمینه ها، آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.
آهنگ نامجو: برگرفته از پایگاه مجازی گفتگوی هارمونی

| پدیده محسن نامجو | |
|
اگر اشتباه نکنم تابستان 83 در شب شعر طنز حوزه هنری (حلقه رندان) اولین بار صدای او را شنیدم ترانه ای خواند مربوط به دهه 60 از دفترچه بسیج تا پشت مو بابابزرگ نل درش کار شده بود. با سه تار می زد تک خوانی کرد و رفت بعد ها گفتند که او محسن نامجوست و ترانه هایش مجوز دریافت نکرده. این را هم شنیدم که که آهنگ "بگو بگو" یش در مسابقه آهنگ های راک زیرزمینی دوم شده تا اینکه در پاییز پارسال در یک سفر به جاده دو هزار بهجو یکی از دوستان آنقدر آهنگ "ای ساربان" او را در سفر پخش کرد که همه در مسافرت از بر شدیم و اندکی بعد سه تا از آلبوم هایش بینمان پخش شد و محسن نامجو دیگر اپیدمی شده بود به هر کس که تلفن می کردی صدای آهنگی از او پس زمینه صدای مکالمات بود. بلعکس همه کسانی که در وب دیدم از آهنک های راک و بلوز او تعریف می کردند من بیشتر از آهنگ های آلبوم "دماوند" لذت بردم "یادگار خون سرو" که بر اساس شعری از ه.ا سایه (هوشنگ ابتهاج ) ساخته شده را بیشتر می پسندم و آهنگ هایی چون "چونست حال بستان" با درخش این قطعه << مرحم بدست و مارا مجروح می گذاری>> که نمی دانم شعرش از کیست. یا آهنگ "شیرینم" . ولی بدون شک راز موفقیت او تسلطش بر موسیقی سنتی و به خصوص خراسان است... به تازگی هم متوجه شدم پستچی فیلم "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" "سامان سالور" هم که پارسال در جشنواره فجر اکران شد او بوده جالبه!
دیروز در You Tube کلیپ "زلف بر باد" را دیم که " زهرا امیر ابراهیمی " به زیبایی در آن بازی کرده و لذت بردم از این انتخاب که لازم بود بعد از آن جریان را این هنرپیشه استفاده شده بود تا سنگینی حال و هوای آن جریان کمتر شود.
پ.ن: دانلود کلیپ از سایت tehranavenue ( باید برای دیدن آن Divx Player هم داشته باشید.) پ.ن: مصاحبه همشهری با محسن نامجو پ.ن: مصاحبه حیات نو با محسن نامجو پ.ن: مطلب خوابگرد درباره محسن نامجو پ.ن: مطلب BBC در مورد محسن نامجو
|
دانلود با كيفيت 128